
- اجازه دهيد تا يادي کنم از فرمانده افسانهاي بزرگي مثل شهيد مجاهد قهرمان عماد المغنيه و در اينجا ميخواهم جملهاي بگويم و آن اين که ما اي حاج عماد، در حد خون تو نيستيم، مگر در يک حالت و آن اين که اين دشمن را وادار کنيم مشتاق روزهايي باشد که تو در آن زنده بودي و به لطف خداوند به چنين روزي خواهيم رسيد.
- در چنين روزي، مايلم از سيد و فرمانده خودمان سپاسگزاري کنم؛ هنگامي يکي از صهيونيستها به من گفت: سمير خداوند کسي را نيافريده است که بتواند تو را از اين زندان نجات دهد و من امروز به او ميگويم خداوند هزاران مرد را آفريده است که هنگامي اراده کنند، در واقع او اراده کرده است و اگر سخني بگويند، عمل خواهند کرد و اگر وعده کنند، عمل خواهند کرد و در رأس اين مردان، سيد و حبيب و فرمانده و استاد ما سيد حسن نصرالله قرار دارد.
- دوستان عزيز من، امروز از فلسطين بازگشتم و فلسطين براي همه عزيز است، اما باور کنيد به اميد بازگشت به فلسطين، بازگشتم و به خواست خدا، من به خانواده و عزيزانم در فلسطين وعده خواهم داد که ما بازخواهيم گشت؛ من به همراه برادرانم در مقاومت اسلامي و به برادران فلسطيني خودم، سلام يازده هزار و پانصد اسير فلسطيني زندانهاي اسرائيل را ابلاغ ميکنم و پيامي دارم که شما را به همبستگي فراميخواند.

استاد زبانمون گفت: " حضرت ابراهیم (ع) دعا کرد؛ خدایا مرا از حزب الله قرار بده، حالا ما ادعا می کنیم که حزب اللهی هستیم." سمیر قنطار به 500 سال زندان محکوم شده بود. سمیر قنطار گفته بود که عمر رژیم سهیونیستی بسیار کمتر از آن خواهد بود که مرا 500 سال زندانی نگه دارد. سمیر قنطار در جریان فعالیت های جنبش مقاومت در عمق سرزمین های غصب شده ی فلسطین دستگیر شده بود. سمیر قنطار کمونیست بود. سمیر قنطار تا آخرین لحظه حزب اللهی ماند. سمیر قنطار اگر در زندان های صهیونیستها اظهار ندامت می کرد به گفته ی خود آنها آزاد می شد اما او گفت: هرگز از من چنین چیزی نخواهید شنید. سمیر قنطار آزاد شد و ستاره ای شد در آسمان عزت و شرف امت اسلامی. دوستت دارم سمیر.
"در این طرح بعضی از کلاسهای درس 500 دانشگاه اول دنیا در یک وبسایت اینترنتی قرار می گیرد. همچنین از هر کدام از کشورهایی که دانشگاهی در بین 500 دانشگاه اول نداشته باشد یک دانشگاه انتخاب می شود و بعضی از کلاسهای درس این دانشگاهها نیز در این وبسایت قرار می گیرد.
حال دانشجویان کشورهای مختلف دنیا می توانند به این وبسایت بیایند و دروس مختلف را انتخاب کنند و انها را در یک پروفایل قرار دهند. دانشجویان می توانند برای اشنایی با دانشگاههای مختلف و مقایسه دروس خود با دیگر کشورها از این سرویس استفاده کنند."
دوتا شوشتری داشتن راه می رفتن اولی از دومی می پرسه: ما الان کجاییم؟ دومی میگه: دقیق نمی دونم مهم اینه که پیش هم هستیم.
غمی به سینه ی من می چکد، شبانه ترین
بخوان ترانه ای ای دوست، عاشقانه ترین
مرا به نام صدا کن که عزم توسن جان
سفر به سوی دیاری است بی نشانه ترین
تو ای شکفته در آفاق شعر و شیدایی
نهال باغچه ام باش، بی جوانه ترین
فردا قراره بریم پیک نیک؛ اگه همه موافق باشن به مریخ می ریم. تو این فصل ایستگاه راسان بیس هوای خوبی داره و منظره ی زمین بی نهایت قشنگ می شه. بخصوص اینکه فردا ساعت 13 یک کسوف اتفاق می افته، من خیلی دلم می خواد این کسوف رو از دور ببینم. از ایستگاه مسلمانان در ماه خیلی خوشم می آد. ساندویچ های بزرگ ترکی و بستنی ایرانی رو هیچ وقت از دست نمیدم. در ایستگاه مسلمانان به من خیلی خوش میگذره، این دخترای چینی وقتی روسری سرشون می کنن خیلی با مزه می شن.
يكم بايد بيشتر ورزش كني ... هر چي كمر باريك تر باشه بهتره ....
آفرين عروسك من ... اين مانتو رو هم عوض كن ... آره .. اون يكي بهتره .. همون كه تنگه و جنسش هم لخته ... خيلي بيشتر بهت مياد ...
آفرين اينجوري بهتر شد .... شلوار زير مانتو هم يكم جيغ باشه بهتره ..... نه بابا اون كه تا نوك انگشتات ميرسه ... كوتاه تر .. يه 10 سانت ديگه هم كوتاه بشه بهتره ....
اينجوري خيلي زيبا تر شدي ....
يكم بايد به خودت برسي .... بذار ببينم .... آها ميگم .. چقدر رنگ صورتت پريده ... يكم بايد گونه هات قرمز تر بشه .... واي چه خوب شدي
يه ذره هم سايه و خط .... از اون رژ تيره بزن خيلي بهت مياد ....
واي ماه شدي ..... نمي دوني چقدر خواستني هستي...
عروسك : ولي حيف كه تو دانشگاه ما چادر اجباريه (اين دانشگاه فرضيه سخت نگيريد! فرض محال كه محال نيست!!) ....
اشكال نداره از اين چادر ها بگير كه توريه .. جلوش رو هم باز بذار .. آفرين خوبه .... نه .. اي بابا ... اون همه وقت نذاشتي براي هاي لايت موهات كه حالا قايمش كني ......... چادر رو بده عقب تر ....... باز هم ......... آها حالا خوب شد .........
ميگم بينيت(همون دماغ خودمون) رو هم عمل كني ديگه صورتت تكميل ميشه .....
آره .. ديدي اينجوري بهتره .....واي نمي دوني كاش جاي من بودي و خودت رو مي ديدي ...
عروسك : من واقعا خوشحالم از اينكه هموني هستم كه تو مي خواهي ... حالا مي تونيم با هم زندگي كنيم؟
یازدهمین کنفرانس دانشجویی مهندسی برق ایران در محل دانشگاه زنجان از تاریخ ۵ الی ۷ شهریور ماه ۱۳۸۷ برگزار میگردد. مهلت ارائه مقالات تا ۱۵ اردیبشهت ماه ۱۳۸۷ تعیین شده است . برای کسب اطلاعات بیشتر به وب سایت این کنفرانس به نشانی اینترنتی : www.iscee.ir مراجعه نمائید.

اگر این اتفاق بیفته برای همیشه با خلیج فار خداحافظی خواهیم کرد.
"جاویدان خلیج همیشه فارس"

فیلم سینمایی اخراجی ها بالاخره روی آنتن تلویزیون های خانگی رفت. این فیلم مورد انتقاد نکته های زیادی را کوتاه، خلاصه و مفید یا به عبارت دیگر بسته و بدون توضیح نمایش می دهد.
مستند سازان و جبهه رفته ها حضور افراد مورد اشاره ی فیلم را در جبهه های نبرد رد می کنند و در ضمن تجربه حضور در محیط های نظامی شک در این مورد را برطرف و ادعای مستند سازان را تایید می کند. با نگاه دقیق به سناریوی مسعود ده نمکی ؛ اخراجی ها هرگز سعی ندارد خود را جای یک مستند جنگی و یا یک روایت واقعی جنگ جا بزند. او کار خود را بدون توجه به کم و کیف الهام گرفته از دستور " رحماء بینهم و اشدا علی الکفار " می داند.
فیلم اخراجی ها خود را دور از دهه ی معاصر و نسل بعد انقلاب نمی داند بلکه به عمد و کاملاً واضح به اشکال تراشی و اعتراض به بدعت های اجتماعی منصوب به نسل جنگ می پردازد اما منتقدان نیز به استناد صحنه های تلویزیونی مبارزه پلیس با ارازل و اوباش مزاحم نوامیس مردم از وی شکایت دارند. حضور تیمی قالتاق ها و الوات سابقه دار در محیط امن چایخانه، دوری از مسجد و بی خبری از دین اسلام در جوانی انقلاب و در حضور حضرت امام (ره) غیر قابل باور است. وی همچنین به ارائه راه حل هایی می پردازد که بررسی آن ها نیاز به تخصص سینمایی دارد. ده نمکی نه برای رعایت اصول فیلم برداری و نه برای صداگذاری و نه هیچ کدام از موضوعات حرفه ای دیگر سینما جایزه ای نبرد. او تنها با نمایش طنزی از جامعه ی امروز در لباسی قدیمی موضوعات مورد علاقه ی جامعه را تصویر سازی کرد. نشان به آن نشان که ضد انقلاب ها او را به خاطر اخراجی ها تحصین نکردند؛ آثار مثبت و اشاره به واقعیت های توصیف نا پذیر و منحصر به فرد رزمندگان ایرانی در فیلم او از جمله آموزش داوطلبان بسیجی قبل از اعزام، استفاده ی سلاح های غیر متعارف بعث در جنگ و علیه غیر نظامیان، حضور تیم های نظامی متخصص، وجود بیمارستان های صحرایی، عدم پایبندی ارتش بعث به قوانین جنگی و سلیب سرخ جهانی ، همچنین سپر انسانی و جان فدائی رزمندگان ایرانی دهان منتقدان بی انصاف و مغرضان را برای تعریف و تمجید بست به طوری که ترجیح دادند نظاره گر باشند.
ضرغامی کاملاً آگاهانه پلی بین سینما و تلویزیون ایجاد کرد. مدتی قبل در پی آگهی شبکه سه برای پخش فیلم سینمایی پر بیننده و پر فروش اخراجی ها ، یک نویسنده و مستند ساز صدا و سیما تهدید به خود سوزی در مقابل جام جم کرد. بنابراین پخش فیلم لغو شد. ضرغامی روز بعد در یک سخنرانی ، صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران را متعلق به همه ی ملت و تلویزیون ملی را در خدمت همه سلیقه ها دانست و انعطاف آن و سینما گران را خواستار شد. پخش اخراجی ها که در ادامه راهبرد ذکر شده ی ضرغامی باید دانسته شود برگی از نو آوری های وی در اکران تلویزیونی بود و بی گمان باید منتظر تاثیرات مثبت و شکوفایی نگاه واقعیت گرایانه ی تلویزیونی ها به جامعه حقیقت طلب و مردم پر استحقاق ایران ماند.