فردا قراره بریم پیک نیک؛ اگه همه موافق باشن به مریخ می ریم. تو این فصل ایستگاه راسان بیس هوای خوبی داره و منظره ی زمین بی نهایت قشنگ می شه. بخصوص اینکه فردا ساعت 13 یک کسوف اتفاق می افته، من خیلی دلم می خواد این کسوف رو از دور ببینم. از ایستگاه مسلمانان در ماه خیلی خوشم می آد. ساندویچ های بزرگ ترکی و بستنی ایرانی رو هیچ وقت از دست نمیدم. در ایستگاه مسلمانان به من خیلی خوش میگذره، این دخترای چینی وقتی روسری سرشون می کنن خیلی با مزه می شن.
یاد حرف یکی از دبیرانمان در دوره ی دبیرستان می افتم که گفته بود " مردم در طول دوران نشان داده اند که به اصلح رای نمی دهند، به همین دلیل دیگر در انتخابات شرکت نمی کنم". در حالی که اصلاً فکر نمی کردم تو حتی یک دانه رای بیاوری دیدم که چگونه با اختلاف زیاد از رقیبان انتخاباتی ات جلو افتادی! در دور دوم امیدوار بودم این اتفاق وحشتناک نیافتد و تو در مجلس نماینده ی من نشوی؛ اما شد آنچه شد.
تو را شاسته ی این مقام نمی دانم، اما تاسف بزرگتر حضور امثال تو در مجلس هستند. امیدوارم همان طور که من می خواهم نتوانی مسئول خوبی بشوی و رای دهندگان به تو از این کارشان پشیمان شوند و اگر نه من به افکار و عقاید خودم مدام شک خواهم کردم و نا چارم به افکار و نظرات دیگران احترام بگذارم.
يكم بايد بيشتر ورزش كني ... هر چي كمر باريك تر باشه بهتره ....
آفرين عروسك من ... اين مانتو رو هم عوض كن ... آره .. اون يكي بهتره .. همون كه تنگه و جنسش هم لخته ... خيلي بيشتر بهت مياد ...
آفرين اينجوري بهتر شد .... شلوار زير مانتو هم يكم جيغ باشه بهتره ..... نه بابا اون كه تا نوك انگشتات ميرسه ... كوتاه تر .. يه 10 سانت ديگه هم كوتاه بشه بهتره ....
اينجوري خيلي زيبا تر شدي ....
يكم بايد به خودت برسي .... بذار ببينم .... آها ميگم .. چقدر رنگ صورتت پريده ... يكم بايد گونه هات قرمز تر بشه .... واي چه خوب شدي
يه ذره هم سايه و خط .... از اون رژ تيره بزن خيلي بهت مياد ....
واي ماه شدي ..... نمي دوني چقدر خواستني هستي...
عروسك : ولي حيف كه تو دانشگاه ما چادر اجباريه (اين دانشگاه فرضيه سخت نگيريد! فرض محال كه محال نيست!!) ....
اشكال نداره از اين چادر ها بگير كه توريه .. جلوش رو هم باز بذار .. آفرين خوبه .... نه .. اي بابا ... اون همه وقت نذاشتي براي هاي لايت موهات كه حالا قايمش كني ......... چادر رو بده عقب تر ....... باز هم ......... آها حالا خوب شد .........
ميگم بينيت(همون دماغ خودمون) رو هم عمل كني ديگه صورتت تكميل ميشه .....
آره .. ديدي اينجوري بهتره .....واي نمي دوني كاش جاي من بودي و خودت رو مي ديدي ...
عروسك : من واقعا خوشحالم از اينكه هموني هستم كه تو مي خواهي ... حالا مي تونيم با هم زندگي كنيم؟

