
پ ن: من زیاد به روزنامه کیهان توجه نمی کنم، اما تیر یک روز آن در مورد " ارتش کودک کش اسرائیل" واقعا من رو تحت تاثیر قرار داد.
با بسته ماندن گذرگاه های غزه و مرز آبی آن در مدت شش ماه آتش بس؛ احتمال شروع جنگ بسیار قوی بود، حامیان فلسطین توجه نداشتند که شش ماه مثل برق خواهد گذشت و در این مدت باید خود را برای شرایط جدید آماده می کردند. لیونی توانست قول سکوت را از حاکمان عربی کشورهای مسلمان بگیرد و در ضمن آن خطر جمهوری اسلامی را در اولویت راهبرد آنان گوشزد کند. آن نیز در رفتار حاکمان عربی مشهود است. تظاهرات مردم مسلمان در حالی سرکوب می شود که شعارهای ضد حاکمیتی، دولت مصر را غافلگیر کرده است به طوری که رفت آمد روحانیون را در شهر ها کنترل می کند. کمک های بشردوستانه به طور عجیب و سختگیرانه ای محدود شده و تنها لیستی از دارو ها می توانند از مرز جنوبی غضه عبور کند. محسن رضایی گفته معلوم نیست حماس توانسته خود را به سلاحی برای مواجهه با میرکاوا مجهز کند یا خیر، این سوالی است که اسرائیل نیز می خواهد جواب آن را بداند، طوری که پس از چهار روز تعویق حمله ی زمینی امروز با هوشیاری مقداری از مرز بی خطر غزه را پشت سر گذاشت ادعاهای دولت حنیه و خالد مشعل را بسنجد اما در همان ابتدای دفاع خمپاره ای صحنه را تطبق برنامه ترک کرد. ترس از ورود حزب الله و سپاه به معرکه ی غزه در کنار استقامت غزه با مدل اسلامی، و همچنین یاری معنوی مردم فهمیده ی اروپا و جهان اسلام، درکنار خاطره ی تلخ 2006 همه و همه دست بدست هم داده اند تا اسرائیل نتواند دست و پای خود را جمع کند. این در رفتار بزرگ و کوچک آنها کاملاً مشهود است. اما انگشت اتهام بسوی حماس نیز نشانه رفته، خبرگزاری های امریکایی و اروپایی ای که خبرهای غزه را بایکوت نکرده اند، این اخبار را بی اهمیت نشان می دهند، آنها در کنار نمایش تصاویر مجروحان کودک و غیرنظامیان مصاحبه های پراحساس لیونی و سران اسرائیل را نشان میدهد به گونه ای که گویی حماس مسئول شهادت و مجروحیت هزاران فلسطینی است.
تشکل های دانشجویی در فرجه های امتحانی گرفتار شده اند و بسیج دانشجویی در اعتراز به اتفاقات غزه باغ قلهک را تسخیر میکند و مصاحبه ی آنها در روزنامه پخش می شود که آن را به 13 آبان نسبت می دهند، حال انکه اگر گروه دیگری از تشکل های دانشجویی این کار را می کردند، آمار دانشجویان ستاره دار و تشکلهای منحل شده بالا می رفت و این خبر بایکوت می شد.
صدا وسیمای ضرغامی !؟ آن را دیگر نگو؛ تلویزیونی ها از نمایش راهپیمایی و تظاهرات ایرانی ها نیز عاجز بودند بطوری که تصاویر غیر حرفه ای تهیه شده در صدا و سیما قابل پخش در تلویزیون های خارجی نبود و نمی شود آنها را با تصویر برداری تلویزیون های اندونزی، مالزی ، لبنان و حتی فیلمبرداری های خیابانی مصر، سوریه و...مقایسه کرد .

در حالی که پرشورترین حمایت غیر عربی از جانب مردم ایران و ترکیه بوده است، از تماشای تلویزیون ضرغامی این امر در ذهن تداعی می شود که مردم ایران آن طور که انتظار می رفت در صحنه نبوده اند؛ راهپیمایی غمگین با شعارهای اشک آلود، اهدای خون، رژه حماسی کفن پوشان، ثبتنام های اینترنتی و حضوری برا ی اعزام به غزه، تحصن در مقابل دفتر حافظ منافع مصر ،سفارت انگلیس و مجلس ، تحصن طلاب و دانشجویان در مهرآباد و فرودگاه امام تهران، را باید جزء نادیده های یا آرشیوی های جام جم دانست تا در کنار پخش کردن تنها تصویر کودکان در حالی که حتی در یک فریم هم نمی توان مجروحان یا شهدای حماس را دید، نشان می دهد که IRIB سعی در القای برداشتهای خود از اخبار جهان به مردم ایران دارد.
پ ن: من هم در فرجه های امتحانی گرفتار شده ام
هر دلی دل نیست؟!

تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد

یلدا خوش اومدی.

